روانشناسی مثبت نگر و سلامت روانی
روانشناسی مثبت نگر به سلامت روانی افراد و کیفیت زندگی آنها نگاهی می اندازد و می پرسد:<<چه می توانست باشد؟>>(سلیگمن و چیک سنت میهالی،2000)
روانشناسی مثبت نگر به سلامت روانی افراد و کیفیت زندگی آنها نگاهی
می اندازد و می پرسد:<<چه می توانست باشد؟>>(سلیگمن و چیک سنت میهالی،2000).این روانشناسی به دنبال آن است که به افراد کمک کند توانایی ها و شایستگی های خود را پرورش دهند.این روانشناسی از افراد نمی پرسد که چه عینکی بر چشم می زنند یا چه کسی را به عنوان الگوی نقش انتخاب می کنند،بلکه به آنها می گوید که قوتها به اندازه ضعفها اهمیت دارند،انعطاف پذیری به اندازه آسیب پذیری اهمیت دارد،و تکلیف دائمی بذر خوبی پاشیدن به اندازه مداخله کردن برای برطرف کردن آسیب،اهمیت دارد. توانمندی های شخصی زیر موضوعات اصلی روانشناسی مثبت نگر را تشکیل می دهد: خوشحالی،لذت،انعطاف پذیری،سرسختیT،کنترل شخصی،خوشبینی،سبک تبیینی خوش بینانه،امید،احساس کارایی،تعیین هدف،معنی،عشق به دانستن، خرد،اصالت،توانایی برای روانی(flow)،خودمختاری،بخشندگی،دلسوزی،همدلی، نوع دوستی،شوخ طبعی و معنویت.
پرورش دادن این توانمندی ها دو نتیجه دارد:1) رشد شخصی و سلامتی 2)پیش گیری از بیماری های شخصیتی مثا افسردگی و خودکشی.دو مورد را توضیح میدهیم:
1)خوشبینی:
نحوه ای که افراد فکر میکنند ,نه انعطاف پذیر و نه دقیق است . اکثر افرا فکر میکنند از حد متوسط هم بهتر هستند و اکثرا فکر میکنند که در تمام زمینه ها بهتر از متوسط هستند (مثل رانندگی ,تدریس ,صداقت ). خیلی از افراد سوگیری مثبت دارند . این گرایش فراگیر به مثبت دیدن خود با سلامتی و عملکرد بهتر ارتباط دارد . (تیلور ,1989,تیلور و براون ,1988)خوشبینی از همین مثبت نگری به وجود می آید و می توان آن را به صورت نگرش مثبت یا خلق خوشی در نظر گرفت که با آنچه فرد انتظار دارد در آینده نزدیک یا دور پدیدار شود ,ارتباط دارد (پترسون ,2000).
تفکر آرزومندانه می تواند بیشتر از آنکه مفید باشد زیان برساند . ولی شواهد تجربی از این نتیجه گیری حمایت می کنند که زندگی افراد خوشبین پر ارزش تر از افرادی است که خوشبین نیستند . خوشبین ها سلامت روانی و جسمی بهتری دارند . به رفتارهای تقویت کننده سلامتی بیشتری می پردازند . استقامت بیشتر و مسئله گشایی موثر تری نشان میدهند و از لحاظ اجتماعی محبوب ترند . علت آن این است که خوش بینی در افراد این احساس امید و انگیزش را ایجاد می کند که آینده آنها واقعا بهتر خواهد بود . مثل مواردی چون افزایش موفقیت تحصیلی ,بهبود یافتن سلامتی ,و بهتر شدن روابط میان فردی .
خوش بینی را می توان آموزش داد و یاد گرفت (سلیگمن و همکاران ,1995)اما به نظر می رسد به طور فطری نیز در ما وجود دارد .وقتی خوش بین هستیم ,خوشبینی انتظارات و هیجانات ما را تحت تاثیر قرار می دهد و وقتی امیدوار تر هستیم با کنار آمدن و انجام دادن بهتر کارها طبق پیش بینی معطوف به آرزو (خوش بینانه )عمل می کنیم .2)معنی:
از نقطه نظر انگیزشی معنی در زندگی از سه نیاز حاصل می شود . اولین نیاز مقصود است . داشتن مقصود در فعالیت و تلاش جاری به فرد کمک می کند هدف هایی را برای آینده تعیین کند نظیر اینکه بکوشد از دبیرستان فارغ التحصیل شود .در تعطیلات تابستان به مسافرت برود یا بعد از زندگی در این دنیا به بهشت برود . مرتبط کردن فعالیتهای جاری به هدفی در آینده به فعالیت روزمره مقصود می دهد . نیاز دوم ارزش ها هستند ارزش ها آنچه را که خوب و درست است توصیف میکنند و زمانی که ما ارزشی را درونی می کنیم یا طبق آن عمل می کنیم احساس خوب بودن را در خودمان تایید می کنیم . سومین نیاز کارایی است داشتن احساس کنترل یا شایستگی به این دلیل اهمیت دارد که به ما کمک می کند باور کنیم کاری که انجام می دهیم بازده دارد . به طور کلی در ک مقصود ارزش های درونی شده و کارایی زیاد در تاثیر گذاشتن بر تغییرات محیطی معنی در زندگی را پرورش می دهد .
آفریدن معنی فرایندی فعال است که به موجب آن افراد رویدادهای زندگی خود را تعبیر می کنند در این رویدادها منافعی می بینند و به اهمیت اتفاقاتی که برای آنها پیش آمده پی می برند . بنابراین معنی علاوه بر اینکه از نیاز به مقصود ارزشها و کارایی حاصل می شود,از رویدادها ی خاصی که در زندگی ما روی میدهند نیز سرچشمه می گیرد . یعنی افراد درپاسخ به بحران سلامتی (مثل سرطان )از دست دادن فردی عزیز نا کامی تحصیلی ,بیکاری و خستگی شغلی معنی می آفرینند . افرادی که به طرز موفقیت آمیزی از تجربه زندگی بخصوصی معنی می آفرینند معمولا ابتدا با در نظر گرفتن این تجربه به صورت فشار یا رویدادی ناگوار این کار را انجام می دهند .بعدا آنها توضیح می دهند که چگونه این رویداد ناگوار باعث شد مسیر پیشرفتی برای آنها ایجاد شود که در نهایت این رویداد ناگوار را به نتیجه مثبتی تبدیل کند . آنها در انجام این کار معمولا از فشار به عنوان سکوی پرتابی برای مجهز کردن خود به مقصود و کارایی قوی استفاده می کنند . در مقابل افرادی که با مقصود و کارایی به مقابله با فشارها بر نمی خیزند به احتمال زیاد دچار آسیب روانی می شوند از این نقطه نظر آفریدن معنی به افراد کمک می کند تا از بیماری آتی (مثل افسردگی )جلوگیری کنند .(بامیستر و وهز ,2002).منبع:http://rashinataey.blogfa.com
آزمون، یکی از ابزارهای مهم پژوهش در روانشناسی معاصر است...


